کندلر19(1982)، طی مطالعهای در تگزاس میزان رویش ارتفاعی کاج الدار را 183 تا 244 سانتیمتر در طول 3 تا 5 سال بدست آورد که این میزان تولید به خاک و شرایط آب و هوایی وابسته است و بر روی خاکهای قلیایی در جنوب و غرب تگزاس یافت میشود.
فلر20(1983)، با مقایسه دو گونه همیشه سبز رادیاتا و اکالیپتوس در یک جنگلکاری 37 ساله در جنوب شرقی استرالیا نشان داد که مقدار ازت و کاتیونهای پتاسیم و منیزیم و کلسیم در زیر درختان کاج کمتر از اکالیپتوس است.
دولینگ21 و همکاران (1986)، در بررسی رویشگاه گونه آکاسیا Acasia harphophylla مشاهده نمودند که افزایش مقدار فاکتورهایی از قبیل ماده آلی، ازت، گوگرد، پتاسیم، فسفر، کلسیم تبادلی و عمق خاک باعث افزایش درصد پوشش تاجی این گونه میشوند.
بوفورد22(1991)، در یک مطالعهای در آلاباما بر روی تودههای 30 ساله کاج تدا در فواصل کاشت مختلف نتایج زیر را به دست آورد. فاصله کاشت 8/1×8/1 متر، میانگین ارتفاع 4/19 متر، ارتفاع غالب 4/21 متر، سطح مقطع در هکتار را 3/39 مترمربع، حجم کل در هکتار 3/273 مترمکعب، و در فاصله کاشت 3×3، میانگین ارتفاع را 4/21 متر، ارتفاع غالب را 1/23 متر، سطح مقطع در هکتار را 2/40 مترمربع و حجم کل در هکتار 5/309 مترمکعب بهدست آمد.
بالدوک23 و همکاران (1992)، در مطالعهای که در کشور ایرلند انجام شد، نشان داد که خاک، نوع پوشش گیاهی و شرایط آب و هوایی نه تنها روی کیفیت، بلکه روی مقدار مواد آلی در یک منطقه تاثیر میگذارند.
جاسون24(1995)، در نودای آمریکا نشان داد که گونه توسکای قرمز Alnus rubra در مقایسه با نوعی کاج موجب کاهش بیشتر اسیدیته خاک شده است. ولی کاهش میزان فسفر و کلسیم و ازت زیر پوشش کاج در مقایسه با توسکا محسوس و معنیدار بود.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

پاناگاپولوس25(1995)، در کشور یونان مطالعهای بر روی تاثیر دو توده جنگلکاری شده کاج سیاه و اقاقیا بر روی خاک انجام داد. در این تحقیق مشخص شد که در هر دو توده جنگلکاری باعث ایجاد افق جدید در خاک منطقه شده، همچنین هر دو باعث کاهش هدایت الکتریکی و اسیدیته منطقه شدند. هر دو باعث افزایش معنیداری در میزان مواد آلی نسبت به منطقه شاهد شدند، ولی تفاوت معنیداری میان افزایش مواد آلی توده اقاقیا با توده کاج وجود نداشت. همچنین اقاقیا باعث افزایش میزان منیزیم خاک شده و در میزان کلسیم تفاوت معنیداری ایجاد نکرده است.
جین26 و همکاران (1998)، طی مطالعهای با عنوان تولید و بهبود خاک در جنگلهایی با تراکم بالا بر خاکهای سودیک به این نتیجه رسید که با افزایش تراکم گیاهی، ارتفاع و قطر و تولید بیوماس افزایش مییابد.pH خاک، درصد سدیم قابل تبادل و یون سدیم با افزایش عمر درخت و تراکم گیاهان کاهش مییابد. در حالیکه کربن آلی و یونهای پتاسیم، کلسیم و منیزیم با رشد گیاه با افزایش تراکم گیاه افزایش مییابد.
وستردال27 و همکاران (1998)، نسبت کربن به مواد غذایی، اسیدیته و عناصر موجود در خاک را در دو گونه خزانکننده و پنج گونه سوزنیبرگ بررسی نمودند. کاج لوجپل (Dougls Pinus contorta) دارای نسبت کربن به مواد غذایی کم، پایینترین اسیدیته و بیشترین محتوای عنصر و همانند آن خاک زیر تاج پوشش بلوط سرخ (Quercus rubber) دارای نسبت کربن به مواد غذایی پایین، بالاترین اسیدیته و پایینترین مقدار عنصر بین تمام گونهها بودند. در نهایت آنها پیشنهاد دادند برای ذخیره کربن در خاک و عدم انتقال مواد غذایی باید از گونههای مناسب برای مدیریت جنگل استفاده کرد.
زاهدی28(1998)، ارتباط پوشش گیاهی با ویژگیهای خاک در دو توده راش- بلوط و زبانگنجشک را در کشور بلژیک مورد بررسی قرار داد و با استفاده از ترکیب جنبههای فلورستیک پوشش گیاهی با خصوصیات خاک به وسیلهی تجزیه تحلیلCCA نتیجه گرفت که با این روش میتوان پیشبینی قابل قبولی از جوامع گیاهی با ویژگیهای خاک را نشان دهد.
اسپنسر29 (2001)، مطالعهای در مورد جنگلکاریهای کاج الدار در دو زمان کاشت متفاوت1930 و 1953 در استرالیا، در ارتباط با میانگین قطر برابر سینه درختان، میانگین ارتفاع، موجودی سرپا، میانگین رشد سالانه حجم و تعداد در هکتار داشته است. در جنگلکاری سال 1953تعداد در هکتار درختان 1000، میانگین قطر برابر سینه 5/22 سانتیمتر، میانگین ارتفاع 1/17 متر، موجودی سرپا 228 مترمکعب در هکتار و میانگین رشد سالانه حجم 4 متر مکعب در هکتار و در جنگلکاری سال 1930 تعداد در هکتار درختان 1185، میانگین قطر برابر سینه 5/37 سانتیمتر، میانگین ارتفاع 22 متر، موجودی سرپا 282 مترمکعب در هکتار و میانگین رشد سالانه حجم 9/4 متر مکعب در هکتار گزارش شده است.
دیجیکسترا30 (2001)، در تحقیقات خود در شمال آمریکا ضمن مرور کلی بر تاثیر درختان بر روی خاک عنوان کرد که در کنار عوامل غیر زنده، تاثیر درختان و تاج آنها میتواند بر تحول اکوسیستم کاملا موثر باشد. وی عنوان کرد که درختان از طریق تولید اسیدهای آلی که در برگ و یا دیگر اجزای آنها میتواند وجود داشته باشد در اسیدیته و همچنین موجودی یون کلسیم در خاک اثر قابل ملاحظهای دارند.
وستردال31(2002)، در مطالعهی خود در دانمارک تفاوت معنیداری در کربن خاک زیر پهنبرگان و سوزنیبرگان بعد از جنگلکاری (1 تا 29 ساله) با گونههای Pinus.abies و Quercus.robur در خاکهای کشاورزی مشاهده نکردند.
آگوستو32 و همکاران (2002)، با بررسی اثر گونههای درختی مهم مناطق معتدل اروپا بر ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی خاک در 205 تحقیق بررسی شده به این نتیجه رسیدند که ترکیب اشکوب فوقانی جنگل بر ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی خاک اثر دارد و این اثر در سطح الارض بیشتر است.
پائولا33 و همکاران (2003)، با مطالعه بر روی جنگلهای آمیخته کاج رادیاتا و اکالیپتوس استرالیا و با استفاده از ترکیب مدلها پیشبینی کردند که بین صفر تا 10 سال کربن خاک به صورت میانگین 7/1 درصد کاهش مییابد و بین 10 تا40 سال با میانگین 82/0 درصد افزایش مییابد که به صورت کلی کمتر از 3 درصد خواهد بود و در مقایسه با جنگلهای دیگر کمتر است.
مالاگ34 (2004)، خاک جنگلکاریهای اتیوپی با دو گونه سریع الرشد Cupressus Iusitanica و Eucalyptus saligna در زمینهای کشاورزی مخروبه را مورد بررسی قرار داد. بعد از 15 سال جنگلکاری عمق 10-0 سانتیمتر خاک را مورد بررسی قرار دادند و نشان دادند در Iusitanica Cupressus تراکم حجمی کمتری داشت و مقدار کربن، نیتروژن نهایی، ظرفیت تبادل کاتیون CEC ، درصد اشباع بازی BS، درصد پتاسیم قابل دسترس، مقدار پتاسیم قابل تبادل، منیزیم و مس بالاتر بوده است.
فارلی و کلی35(2004)، در بررسی اثرات کاج رادیاتا در چمنزارهای کوههای آندکوادور، با مقایسه خصوصیات خاک در تودههای مجاور چمنزارها نشان داده شد که در 10 سانتیمتری سطح فوقانی خاک تحت تاثیر گونه کاج، میزان ازت و کربن آلی خاک پس از 20سال افزایش یافته است و مقدار اسیدیته نیز در تودههای کاج فقط کمی تقلیل یافته و این تغییر ناچیز تنها در خاک سطحی روی داده است. آنها همچنین دریافتند که بیشترین تاثیر جنگلکاری ها در خاکهای سطحی(10-0) سانتیمتری بوده است. غلظت ازت کل در عمق متوسط خاک کاهش پیدا کرد. در 10 سانتیمتر اول خاک غلظت نیترات در زیر جنگلهای کاج افزایش یافت. در فسفر خاک تغییری حاصل نشد. این جنگلکاریها pH خاک را کاهش داده بود. محققین نتیجه گرفتند که تغییرات پوشش گیاهی میتواند خواص خاک را طی دوره 10 ساله تغییر دهد.
فالکن گرن36 و همکاران (2006)، با مطالعهای تحت عنوان تاثیرات استفاده از زمین بر دوام نیتروژن, فسفر, کربن و pH خاک در طول 40 تا80 سال از رشد جنگل در خاکهای زراعی بعد از نمونهگیری از سه عمق مختلف از جنگلهای بلوط و مقایسه آن با غلظت عناصر موجود در برگ چهار گونه گیاهی به این نتیجه رسید که میزان نیتروژن در خاک جنگل بیشتر از زمینهای کشاورزی میباشد که در برگ Dryopteris filix-mas منعکس شده بود. میزان کربن و فسفر در خاک جنگل کمتر از زمینهای کشاورزی مشاهده شد. غلظت آلومینیوم در Dryopteris و Quercusو آهن در Milium effusum بیشتر و غلظت پتاسیم در Stellaria holostea کمتر بود. غلظت کلسیم در تمام نمونهها اندک بوده و تغییری در غلظت منیزم گیاهان مشاهده نشد.
ریتر37(2007)، با بررسی کربن، نیتروژن و فسفر در خاکهای آتشفشانی بعد از جنگلکاری با Pubescens Betula و Larix sibirica در ایسلند نشان داد که اثرات معنیدار گونههای درختی فقط برای محتوای نیتروژن در شاخ و برگ درختان پیدا شد. نیتروژن شاخ و برگ به طور معنیداری بیشتر بود و نسبت کربن به نیتروژن به طور معنیداری در سوزنهای لاریکس کمتر از برگهای betula بود. کربن آلی خاک در عمق 10-0 سانتیمتری در تودههای جنگل مسنتر از 30 سال به طور معنیداری بیشتر از تودههای جوانتر و کمتر از 30 سال بود که این به افزایش کند مواد آلی نسبت داده بودند.
یان38 و همکاران (2008)، به بررسی کاهش معدنی شدن نیتروژن خاک و نیتریفیکاسیون در طول تبدیل جنگلهای همیشهسبز پهنبرگ به جنگلکاریها در منطقه نیمهگرمسیری چین پرداختند. سرعت معدنی شدن نیتروژن و سرعت نیتریفیکاسیون نیتروژن خاک و غلظت نیتروژن خاک به طور معنیداری کاهش داشت. نیتروژن معدنیشده خاک به شدت با کربن خاک و غلظت نیتروژن خاک سطحی و غلظت نیتروژن کل لاشبرگ کف جنگل همبستگی داشت و همبستگی منفی با تراکم حجمی و pH خاک و نسبت C/N کف جنگل داشت. در مقابل نیتریفیکاسیون سالیانه خاک همبستگی با مقدار pH و غلظت نیتروژن کل و نسبت C/N خاک سطحی و غلظت کربن کل و نسبت C/N کف جنگل نداشت و پیشنهاد کردند که خاک و خواص لاشبرگ جنگل نقش مهمی در تنظیم تغییر شکل نیتروژن خاک در زمان تغییر بازی میکند.
وانگ39 و همکاران (2009)، در مطالعهای تحت عنوان بررسی اثر انواع پوششهای گیاهی بر روی ذخیرهسازی کربن در طول 15 سال بعد از احیای جنگلهای صنوبر چین به این نتیجه رسیدند که با کاشت درختهای دیگر در کنار درختهای صنوبر در مقایسه با مناطقی که فقط درخت صنوبر کاشته شده است میزان کربن هم در بیوماس و هم در خاک افزایش مییابد.
فصل سوم
مواد و روشها
3-1-1- مناطق مورد مطالعه
3-1-1-1- موقعیت جغرافیایی مناطق
مطالعهی فوق در سه منطقه مجزا به شرح زیر صورت گرفته است.

– پارک کوهستان در شهر بهارستان واقع در 20 کیلومتری اصفهان میباشد که در عرض جغرافیایی ?10 ?28 ?32 و طول جغرافیایی ?34 ?46 ?51 با مساحتی بالغ بر 700 هکتار و ارتفاع 1606 متر بالاتر از سطح دریا میباشد.
– جنگل دستکاشت دانشگاه صنعتی که در 10 کیلومتری اصفهان و در محدوده عرض جغرافیایی ?43.68 ?43 ?51 و طول جغرافیایی ?30.01 ?31 ?32 و در ارتفاع 1744 متر از سطح دریا و مساحتی بالغ بر 400 هکتار واقع شده است.
– پارک جنگلی شرق که در 15کیلومتری اصفهان با مساحتی بالغ بر 500 هکتار قرار گرفته است. این منطقه در طول شمالی ?38.88 ?38 ?32 و عرض شرقی ?20.52 ?47 ?51 و ارتفاع 1593 متر از سطح دریا قرار گرفته است.
در پارک جنگلی شرق به دلیل وجود هر دو گونهی مورد مطالعه (کاج تهران و توت) نام منطقه را با شماره مشخص خواهیم کرد: شرق1 (کاج تهران) ، شرق2 (توت)

3-1-1-2- مشخصات زمین شناسی:
مناطق مورد مطالعه در تقسیمات زمینشناسی ایران در ناحیهی ایران مرکزی و در حاشیهی غربی آن قرار گرفته که حد نهایی آن را ناحیهی متامورف و ولکانیکی سنندج- سیرجان شامل میشود. در این منطقه انواع فسیلهای سنگشناسی اعم از آذرین (درونی و بیرونی) دگرگونی، رسوبی و ملانژ (درهم) را که تسلسل زمانی کافی ندارند، میتوان مشاهده کرد ( اختصاصی و همکاران،1365).
3-1-1-3- وضعیت اقلیمی:
اصفهان دارای آب و هوای خشک و گرم با زمستانهای سرد میباشد. درجه حرارت دمای سالیانه آن بیش از 10 درجه سانتیگراد است. بر این اساس جزء اقلیم گرم محسوب میشود. میانگین دما در گرمترین ماه سال تیر 7/28 درجه سانتیگراد است. حداکثر دمای روزانه در اکثر دورههای زمستان به 2/17 درجه و حداقل روزانه به 2- درجه میرسد. حداکثر دمای روزانه دورههای تابستان بالغ بر 4/36 درجه و حداکثر مطلق به 46 درجه میرسد. در اقلیم اصفهان حداکثر فصل رشد 8 ماه است و از اوایل اسفندماه شروع و تا آخر مهرماه ادامه دارد. سردترین ماه سال دی ماه است که میانگین دما به 3 درجه میرسد. اقلیم اصفهان دارای تابستانهای خشک میباشد و میانگین بارندگی کم و حدود 120 میلیمتر است. حداقل بارش در ماه تیر، مرداد، شهریور و حداکثر بارش در ماههای سرد زمستان و فروردین میباشد منحنی آمبروترمیک (1- 3) از سال 1363 تا 1388 برای آن رسم شد که بر اساس آن ماههای خشک سال تعیین میگردد.
شکل(1-3 ) منحنی آمبروترمیک
میانگین ماهیانهی متوسط دمای روزانه هوا بر حسب درجه سانتیگراد: 9/14
میانگین حداقل دمای روزانه هوا بر حسب درجه سانتیگراد: 8/5
میانگین حداکثر دمای روزانه هوا بر حسب درجه سانتیگراد: 8/23
میانگین رطوبت نسبی برحسب درصد: 4/30%
مجموع بارندگی ماهیانه به میلیمتر: 7/104
حداکثر بارندگی روزانه : 9/18
سرعت سریعترین باد برحسب نات (KNOTS) : 7/42 نات
جهت باد غالب: جنوب غربی- شمال شرقی
3-1-1-4- جوامع گیاهی :
در هر سه منطقهی مورد مطالعه انواع درختان با تنوعی مشابه کاشته شده است. که شامل درختان زیر میباشد (سازمان پارکها و فضای سبز اصفهان، 1387).
این درختان در بعضی بخشها خالص و در بخشهایی بصورت آمیخته کاشته شده است.
انواع سرو، زیتون، کاج، سنجد، ارغوان، توت، نوش، عرعر، اقاقیا، زبان گنجشک، انار، اکالیپتوس
3-2- روشها
3-2-1- روشهای بررسی پارامترهای کمی تودهها:
قطر در ارتفاع برابر سینه و قطر یقه با نوار قطر سنج و ارتفاع درخت و شیب دامنه با دستگاه شیبسنج سونتو در سه منطقهی مورد مطالعه، اندازهگیری شد. جهت بررسی وضعیت جنگلکاری لازم بود که از عرصه مورد تحقیق آماربرداری صورت گیرد. ابتدا طی جنگل گردشی و بازدید صحرایی به منظور شناخت کلی از منطقه انجام شد. در مرحله بعدی محدودههای جنگلکاری شده بر روی نقشه، مشخص گردید.
برای نمونه برداری در پارک شرق از روش تصادفی- منظم استفاده شد. برای این منظور ابتدا شبکه آماربرداری 50×50 در توده توت و کاج تهران با توجه به سطح عرصه و تعداد 30 قطعه نمونه تهیه شد. محل تقاطع اضلاع شبکه بر روی محدوده مشخص و مختصات محل تلاقی نقاط یادداشت شد و در عرصه با توجه به مختصات مورد نظر مراکز پلاتها با GPS مشخص شد. در دو منطقهی دیگر به دلیل کوچکی مساحت از روش آماربرداری صد در صد استفاده گردید.

3-2-1-1- بررسی نرمال بودن تودهها:
چون تعداد نمونه کمتر از 40 بود برای اطلاع از نرمال بودن دادهها از آزمون کلوموگروف- اسمیرنوف40 استفاده شد و معلوم شد دادهها نرمال میباشند (Pvalue > 0/05)

3-2-1-2- تعیین رابطهی بین قطر برابر سینه – ارتفاع :
برای تهیه منحنی ارتفاع توده و بررسی رابطه بین قطر برابر سینه و ارتفاع درختان، ابتدا ابر نقاط در صفحه دو محور مختصات تهیه گردید که محور Xها برای قطر برابرسینه و محور Yها برای ارتفاع درختان در نظر گرفته شد. با توجه به ابر نقاط، مدل رابطهای که با ابر نقاط مطابقت دارد انتخاب گردید (زبیری،1384).

3-2-1-3- تعیین رویش سطح مقطع بر حسب سن:
جهت تعیین رویش سطح مقطع از معادله (3-2) میتوان استفاده کرد (زبیری،1384).
رویش سطح مقطع و متوسط سطح مقطع در توده و سن درختان است
3-2-1-4- تعیین رویش متوسط قطری بر حسب سن:

  • 1
دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید