فصل دوم
تاریخچه نماز
اهمیت نماز
عبادت و خودسازی
نماز اکسیر غم زدا
نماز توانبخش روح و روان
نماز امید بخش ترین عمل
نماز چگونه ایجاد امنیت روانی می کند
نماز مائده ای آسمانی برای روح بشر
تاثیر نماز و نیایش در تلطیف روح و روان و تعالی آن
نماز بزرگترین و محکم ترین پناهگاه معنوی
نماز پیام پرورش پروردگار
نماز و نظم و انضباط
تاثیر تسبیحات در تمرکز
کسی که با نماز تربیت شود مرگش را برای خود جشن می داند
نماز راهی برای ورود به محیط گسترده از نشاط عقلانی
نماز برطرف کننده کبر
اهمیت نماز در تربیت عقلانی
نقش نماز در تربیت عاطفی
نماز موجب نجات و به ارث بردن مینوی همیشگی
نمازگزاران داخل شوندگان به بهشت خاص
نماز خاموش کننده اتش
صد قصر در بهشت بنا می کند نماز
ساز مرغ سحر

تاریخچه نماز :
تاریخ نماز و پرستش به قدمت تاریخ ادیان و سابقه ادیان به موازات پیشینه پیدایش حیات انسان است و اینک بررسی پیشینه تاریخی نماز با توجه به آیات قرآنی.
نماز نخستین عبادتی است که بر بندگان واجب شد.
خداوند تعالی در آغاز سوره بقره در توصیف اهل تقوی فرمود :
الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلوه و …2
همانا که به غیب، یعنی به وجود خدا، معاد و فرشتگان ایمان دارند و نماز را به پای دارند و …
و این می رساند که پس از وجوب اعتقاد به مبدأ و معاد و وحی و نبوت نخستین چیزی که مطرح است و مهم است نماز است و بنابراین هیچ عبادتی را پیش از آن واجب نکرده اند زیرا اگر عبادتی قبل از حکم نماز مقرر می شد مطمئناً آن را در کریمه مذکور، مقدم بر نماز ذکر می فرمود. افزون بر این از رسول گرامی اسلام (ص) روایت شده است که فرمودند :
اول ما فرض علی العباد الصلوه و اخر ما یبق عند الموت الصلوه و اول ما یحاسب به العبد یوم القیامه الصلوه فمن اجاب فقد سهل ما بعده و من لم یجب فقد اشتد ما بعده.3

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

نخستین پرستشی که بربندگان واجب شد نماز است آخرین عملی که به هنگام مردن بماند نماز است و اولین چیزی که روز قیامت از آن بپرسند نماز است پس هر کس به خوبی جواب گوید و پاسخش را بپذیرند در حسابرسی های پس از نمازش آسان گیرند و آنکه پاسخ نیکو ندهد در اعمال دیگرش به سختی حساب کشند.
و فرمودند :
نخستین چیزی که خدا بر امتم واجب کرد پنج نماز است و نخستین چیزی که از اعمالش بالا برده شود پنج نماز است و نخستین چیزی که از آن سؤال شوند پنج نماز است.
جمله های (اول ما فرض علی العباد الصلوه) و (اول ما افترض الله) حاکی از آن است که پیش از نماز هیچ عملی پا به عرصه تشریع و وجوب ننهاده است.4
اهمیت نماز
1. از نظر دین :
نماز ستون دین است که مرتب روح انسان را با خدا و صفات نیکوی الهی ارتباط می دهد. و دین وقتی با عملی زنده توأم نباشد که میان بنده و آفریدگار را ارتباط دهد و روح را به سوی رستگاری بکشاند مفهومی نخواهد داشت.
2. از نظر روان پزشکی :
الا بذکر الله تطمئن القلوب : هان با یاد خدا دلها آرامش می یابد.
امروزه بسیاری از روانشناسان و پزشکان روحی دریافته اند که دعا و نماز و داشتن یک ایمان محکم به دین نگرانی، تشویش، یأس و ترس را که موجب نیم بیشتری از بیماریهاست برطرف می سازد.
3. از نظر روانی :
قد افلح المؤمنون، الذینهم فی صلاتهم خاشعون
براستی که مؤمنان رستگارند کسانی که در نمازشان خشوع می ورزند.
توجه و خشوع که از شرایط مهم نماز است وسیله ایست برای پرورش و تمرین حضور ذهن و تمرکز حواس که در زندگی بسیار حائز اهمیت بوده و بیشتر موفقیتهای انسان در نتیجه همین تمرکز فکر و توجه کامل و حضور ذهن است.
4. از نظر اخلاقی :
ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر
نماز آدمی را از بدیها و تباهیها باز می دارد.
نماز با توجه دادن به خدا و صفات نیکوی الهی و روز قیامت آدمی را از بدیها باز می دارد و فضائل اخلاقی و انسانی را در وی تقویت و به اخلاق الهی آراسته می گرداند.
5. از نظر تربیتی و اجتماعی :
نظافت و طهارت لباس و بدن و غصبی نبودن لباس و محل نماز، و وقت شناسی و غیره از شرایط صحت نماز است و نمازگزار واقعی طبق آیات 19-35 سوره معارج کسی است که نمازش ترک نشود، قسمتی از اموال خود را از آن بینوایان و محرومین بداند، روز جزا را باور داشته خود را از عذاب پروردگار ایمن نداند، دامان خود را از شهوترانی پاک نگاهدارد و به امانتها و عهد و پیمان خود وفادار باشد و برای حفظ حقوق مردم نترسد و برای شهادت قیام کند.
افزون بر اینکه شعارهای متن نماز خود سازنده و تربیت کننده فرد و اجتماع است.
6. از نظر سیاسی :
یکی از امتیازات حکومت اسلامی بر سایر مکتبهای سیاسی نماز و سایر برنامه های عملی آن است چه همه مکتبها ابتدا دم از خلق می زنند و نویدهای بسیاری به مردم می دهند و مردم هم قول پیروی و فداکاری و همبستگی، ولی پس از مدتی ایده ها و شعارها و قرارها به دست فراموشی سپرده می شود و به وضع اختناق و استعمار باز می گردند و این اسلام است که با برنامه عملی و تمرینهای روزانه و شعارهای سازنده اذان، نماز و سایر عبادات ایده ها و تعهدات و مسئولیتها را در میان همه اقشار زنده و پایدار داشته و باعث می شود که دولت و ملت همواره به عهد خود وفادار بمانند.

7. از نظر معنوی :
همانطور که در روایت آمده الصلوه معراج المؤمن نماز معراج و سفر معنوی شخص با ایمان بسوی خداست.
(والصلوه قربان کل نفی) و نماز مایه تقرب و نزدیک شدن افراد پرهیزگار به خدا خواهد بود و طبق آیه قرآن نماز شب انسان را به مقام والای معنوی می رساند.5

عبادت و خودسازی :
نخستین بخش فقه اسلامی مربوط به برنامه هایی است که انسان و محیطش را از آلودگی جسمی و روحی و اخلاقی پاک می گرداند و از پلیدیها و صفات شیطانی دور و به خدا و صفات نیکوی الهی نزدیک می سازد و در اجتماع روح پاکی، اعتماد، صفا و صمیمیت مهربانی و گذشت ایجاد می کند.
این بخش را عبادت می نامند عبادات عبارتند از :
طهارت و پاکیزگی (غسل، وضو و تیمم) نماز، روزه، حج، زکات، خمس، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر.
احکام و شرایط عمومی این عبادات از این قرار است :
1. شخص عبادت گزار باید توجه داشته باشد که این اعمال خود هدف نبوده بلکه وسیله ای هستند برای رسیدن به مرحله یقین به خدا و آخرت، تقرب و نزدیک شدن به صفات خدا.
و اگر نیت و هدف در این اعمال نباشد عبادت بصورت یک عادت در می آید و تأثیر آن بسیار اندک یا ناچیز خواهد بود.
2. دومین شرط عبادت این است که برای ریا و خود نمایی و جلب توجه و نظر مردم نباشد اگر خدای نکرده کسی چنین مقصدی را در عبادت خود منظور کند مرتکب گناه و عوام فریبی گشته و عبادتش باطل و بی اثر بلکه بنا به بعضی از احادیث مقرون به شرک خواهد بود.
3. تعریف کردن از عبادتهای خود پیش دیگران مکروه است چنانکه قرآن می فرماید :
فلا تزکوا انفسکم هو اعلم بمن اتقی
خوستایی نکنید که خداوند داناتر است به کسی که متقی و پارسای واقعی است.
مگر برای رفع تهمت از خود و یا جلب و ترغیب مردم به عبادت.6

نماز اکسیر غم زدا
غم و اندوه غالباً بر اثر یکی از عوامل زیر پیش می آید :
1. از دست دادن یک چیز

2. به دست نیاوردن مطلوب
3. اضطراب و نگرانی
4. تردید و بلاتکلیفی
5. مشاهده صحنه های تأثیر انگیز
6. ارتکاب خطا و گناه
7. سخنان نادرست یا عملکرد نادرست دیگران
نماز در همه این موارد می تواند به نحو معجزه آسایی غم و غصه را برطرف سازد به وسیله نماز انسان می تواند به مرحله ای از معرفت دست یابد که به خاطر از دست دادن هیچ چیزی اندوهگین نشود آنکه خدا را ملک و معبود و خود را عابد و مملوک می داند توجه دارد که ملک و صاحب اختیار چیزی نیست از این رو به خشنودی خدا خشنود و به تقدیر او راضی است آنکه نماز می خواند هرگز به دنبال خواسته های نادرست و نامشروع نخواهد رفت و اگر خواسته اش مشروع است نماز که سراسر دعا و نیایش است به او می آموزد که پیوسته برآورده شدن حاجات و به دست آوردن مطالب خود را از خدا بخواهد و به لطف و کرم او امید بندد کسی که نماز او توانسته است روح امید را در او زنده نگه دارد هیچ گاه ناامید نخواهد شد و مغموم نخواهد گشت یعقوب علیه السلام گفت:
انما اسکو بشئ و حزونی الی الله و اعلم من الله ما لا تعلمون یا بنی ولا تیأسو من روح الله انه لا ییئس من روح الله الا القوم الکافرون.
عرض حال پریشانی و اندوه خود را فقط به خدا می کنم می دانم از خدا آنچه که شما نمی دانید ای پسران من از رحمت خدا نومید نباشید براستی که کسی بجز مردم کافر از رحمت خدا ناامید نمی گردد.
جنبه اکسیری نماز افسانه نیست هنگامی که غم و غصه ها، مانند پاره های شب تار، شما را در بر گرفتند می توانید آن را به تجربه بگذارید برای به دست آوردن این اکسیر لازم نیست هزینه ای بپردازید کافی است چند دقیقه ای وقت خود را برای آن صرف کنید و آن را با توجه و حضور قلب به جا آورید.

نماز توانبخش روح و روان
تحمل سختیها و دشواریها و تلخیها برای آدمیان دشوار است هرگاه امر ناگواری بر ایشان پیش آید بی تابی می کنند و سر و صدا به را می اندازند و چون خیری به آنها برسد و لذتی ببرند حاضر نیستند که دیگران را در سرور و شادی خود سهیم کنند بخل و تنگ نظری می ورزند و مانع خیر می گردند این حالتها حکایت از ناتوانی روح و روان و پستی طبعشان دارد کسانی که پیوسته نماز می خوانند و در نمازهای خود به منبع قدرت و منشأ رحمت توجه دارند و روح خود را به او مرتبط می سازند قدرت روح و روح توکل خود را بالا می برند در برابر سختیها و ناملایمات صبور و مقاوم و به هنگام برخورداری از خیرات دست و دلباز و بخشنده می باشند.
نماز اجازه نمی دهد که روح و روانشان به ضعف و زبونی کشیده شود قرآن تأکید می کند :
فقط نمازگزارانی که پیوسته نماز می خوانند و در نمازهای خود مواظبت دارند صاحب روح و روانی مقاوم و پر توان می گردند و می فرماید :
اذا مسه الشر جزوعاً و اذا مسه الخیر منوعاً الا المصلین الذین هم علی صلوتهم دائمون.
دکتر علی شریعتی که خدا بر او رحمت آورد درباره مطلق نیایش می گوید:
اگر هیچ زبانی از ارزش نیایش سخن نمی گفت جز کلماتی که صحیفه سجادیه را ساخته اند و آثار آن را هیچ جا نمی توانستیم یافت جز در روحی که کلمات صحیفه را ساخته است کافی بود که هر انسان آگاهی نیایش را یکی از نیرومندترین عوامل تلطیف و تکامل روح و عاطفه نوع انسان در تاریخ بشناسد و آن را در تربیت معنوی جامعه بشری دستی اعجازگر ببیند درسی که یک روح وحشی و سخت همان اندازه به آن محتاج است که روح اهلی و نرم روحی که هم معنی دوست داشتن را می فهمد و هم زیبایی اشک را هم می جنگد و هم می داند که سر به زانوی مهربان او نهادن و زیر دستهای نوازشگرش به لذت تسلیم رام بودن از شکوه آدمی نمی کاهد.

نماز امیدبخش ترین عمل
نمازهای روزانه از مصداقهای روشن حسنات? نمازهای روزانه از مصداقهای روشن حسنات و حسنات شوینده سیئات است :
خدای تعالی فرمود : و اقم الصلوه طرفی النهار و زلفاً من اللیل ان الحسنات یذهبن السیئات ذلک ذکری للذاکرین.
نماز را در دو طرف روز و اوایل شب بر پا دار چرا که نمازها بدیها را از میان می برند و می شویند این کار برای پند گیرندگان و یاد کنندگان خدا یاد آوری و تذکر است.
مفسران با توجه به صدر و ذیل آیه و قرینه ای که در آن وجود دارد و همچنین با تکیه بر سخنان معصومین علیهم السلام گفته اند : (مقصود از حسنات در این آیه نمازهای روزانه است).
چون به موجب آیه چهل و پنجم از سوره عنکبوت از فحشا و منکرات باز می دارد و موجب ترک سیئات می شود و در حقیقت بدیها را می زداید و باعث می شود که تدارک و جبران گردند و شسته شوند و چون این آیه از بین رفتن سیئات را به وسیله حسنات (نمازها) مژده می دهد پیامبر اکرم (ص) آن را امیدبخش ترین آیه قرآن معرفی فرمودند و چون موضوع امیدبخش ترین آیه قرآن نماز می باشد جان کلام آن بزرگوار این است که باید نماز را امید بخش ترین کار به حساب آورد.
گاندی می گوید :
دعا و نماز زندگی ام را نجات داده است بدون آن باید از مدتها پیش دیوانه می شدم. من در تجارب زندگی عمومی و خصوصی خود تلخ کامیهای بسیار سخت داشته ام که مرا دستخوش نا امیدی می ساخت. اگر توانسته ام بر این ناامیدیها چیره شوم بخاطر نمازها و نیایشهایم بوده است.
دعا و نماز را مانند حقیقت بخشی از زندگی خود نمی شمارم. فقط بخاطر نیاز و احتیاج شدید روحی آنها را به کار می بسته ام زیرا اغلب خود را در وضع و حالی می یافتم که احتمالاً بدون دعا و نماز نمی توانستم شادمان باشم هر چه زمان می گذشت اعتقاد من به خداوند افزایش می یافت و نیاز من به دعا و نماز بیشتر می شد و بدون آن زندگی برایم سرد و تهی بود.

نماز چگونه ایجاد امنیت روانی می کند؟
آنان که زندگی را پوچ، بی معنی و بی هدف تصور می کنند و آن را رنگ باخته و از دست رفته می بینند به نومیدی، افسردگی، اضطراب، روان پریشی، درون گرایی و انزوا طلبی مبتلا می گردند.
آنان بعلت آنکه برای خود و کار خود قایل به ارزش و ارزش گذاری نمی باشند و قدرتی ماورایی را که ناظر بر اعمالشان باشد قبول ندارند اعتماد به نفس و امنیت روانی خود را از دست می دهند اما نماز دست کم روزی ده بار به نمازگزار می گوید : این جهان آفریننده و پرورش دهنده ای دارد که بر آن نظارت دارد و داور و ارزش گذار کار بندگان خود است.
کوچکترین کار آنان را زیر نظر دارد به آنان نمره می دهد و برای آن درجه ثواب و عقاب معین می کند او مالک روز محاسبه (یوم الدین) است. نمازگزار به یقین میداند که از ذره حساب است و ریزترین کار نیک و بدش بدون پاداش نمی ماند این باور همان چیزی است که به او آرامش جمعیت خاطر و امنیت روانی می دهد گرفتاریهای دنیا، رنج ترک گناه و تکلف عمل به تکلیف را راحت و آسان می کند. اما بی نمازان از خیرات و برکات نماز بی بهره و گرفتار اضطراب و دلهره اند بی خدایان که خود را بی پناه و سرگردان و کارهای خود را بیهوده و بی نتیجه می دانند، مشکلات و مصیبتهای کوچک دنیا آنان را از پا می اندازد زیرا بر این باورند که چیزی را از دست داده اند بدون آنکه در برابر آن چیزی به دست آورند آنان همانند ورشکستگانی هستند که بر خدای روزی رسان توکل ندارند و از شدت غم دق می کنند.

نماز مائده ای آسمانی برای روح بشر
در خبر است که :
الا ان الصلوه مأدبه الله فی الارض قد هناها لأهل رحمته فی کل یوم خمس حسرات.
بدانید نماز غذایی روحی و آسمانی است که خدا برای زمینیان قرار داده است و به تحقیق آن را برای شایستگان رحمت خویش گوارا کرده است خوراکی روحی و روانی که در هر شبانه روز پنج نوبت از آن تغذیه می کنند و رشد می یابند.
و امام علی فرمودند :
الذکر قوت الارواح و مفتاح الصلاح
یاد خدا غذای جانها و کلید خودسازی است.
ویلیام جیمز می نویسد :
اگر نیرویی برای تحمل پیشامدها لازم باشد، در اثر دعا و نماز به دست می آید هرگونه دعا و نمازی نشانه این اعتقاد است که با ارتباط با خداوند نیرویی ملکوتی که غذای روح است بدست می آید همین قدر که به حقیقی بودن این نیروی ملکوتی معتقد شویم دیگر چندان اهمیتی ندارد که بخواهیم بدانیم این نیروی معنوی چگونه است. از نظر مذهب اهمیت در این است که یک نیروی معنوی که تاکنون از ما پنهان بوده است در اثر دعا و نماز به کار می افتد.
نماز سفره پر نعمتی است که خداوند آن را در هر شبانه روز پنج بار برای بندگان خود می گستراند و آنان را به بهره برداری از آن می خواند در این سفره انواع و اقسام غذاها و خوراکی ها وجود دارد و هر کس می تواند بر وفق ذوق و سلیقه و به تناسب صحت و سقم خود از آن استفاده کند مطمئناً آنان که بیمارند نمی توانند بهره کافی از آن ببرند اما آنان که ایمان سالمی دارند به اندازه ظرفیت خود از غذاهای روحی آن ارتزاق و کسب نشاط خواهند کرد. از این روست که پیامبر اکرم فرمودند :
الصلوه قربان کل تقی
نماز برای همه نسلها در همه عصرها درسها و پیامهای آموزنده ای دارد و خاص و عام می توانند از آن بهره ور شوند نماز گنجینه ذکر و رازی است که آن را نهایت نیست و کتاب بی انتهایی است که باید آن را بیشتر و بیشتر مطالعه کرد و درسهای زیادی برای زندگانی این جهان و آن جهان از آن آموخت و سفره پهناوری است که نعمتهای موجود در آن قابل شمارش نیست.

تأثیر نماز و نیایش در تلطیف روح و روان و تعالی آن
نمازی که می خوانیم باید همراه با خشوع باشد و خشوع در نماز به تدریج روح و روان را نرم و لطیف می سازد خشوع در نماز که خشوع در پیشگاه کردگار است باید به گونه ای باشد که مایه رستگاری ابدی گردد چهره، چشم، صورت و حنجره، قلب و روح و خلاصه نمای اندامهای جسمی و قوای روحی انسان باید به حال خشوع باشد به عبارت دیگر همچنان که نماز نباید فقط نماز جسم باشد و روح و روان هم باید همزمان با بدن به نماز بپردازد، خشوع در نماز هم باید خشوع کاملی باشد جسم و روح هر دو باید خاشعانه نماز بگذارند. روح خاشع، همانند آب نرم و لطیف است و هیچ نقشی را در خودش نگه نمی دارد و روحی که دارای قساوت است به دیوار سخت و خشن می ماند که کوچکترین خدشه وارد شده را در خودش حفظ می کند. اگر دست خود را در آب فرو برید و بیرون بیاورید اثری از فرو رفتن دست شما در آن نمی ماند اما اگر میخی را به دیوار فرو کنید و بیرون بیاورید اثر میخ به نحو پایداری در آن می ماند روح کودک که لطیف است کدورتی را در خودش نگه نمی دارد اگر کودکی که روحش بر فطرت سلیم خداداد باقی مانده است از کسی آزرده خاطر شود و قهر کند به زودی آن را به فراموشی می سپارد و اثری از کدورت در روان او نمی ماند و چون چنین است کینه ها، خصومت ها و حسادت ها در او بوجود نمی آید و از رنج این صفات ناپسند در امان می ماند اما روح یک انسان بزرگسال که به انواع گناهان آلوده است و بر اثر تیرگی های گناه سخت و خشن شده است پیشامدها و برخوردهای نامطلوب اثر مخرب و پایداری را در روح او باقی می گذارد.
آثاری که بصورت کینه ها، حسادتها و دیگر مرضهای روحی و اخلاقی بجا می ماند و رشد می یابد?
دعا در چهره مردانی مثل علی زیباست که از شمشیرش مرگ می بارد و از زبانش عاجزانه، ناله و از چشمش اشک، این است که هم انسان متمدن و متفکر غربی از او کوچکتر و پایین تر است و هم آن حکیم عارف شرقی هندی، و او مثل یک عقاب بلند پرواز، با هر دو بال، در ماورای وجود، ماورای تاریخ و ماورای همه ما در پرواز است و با چه قدرتی؟ و کیست که احساس نکند که به همان اندازه خواستن، کرنش، ذلت و عجز انسان در برابر انسان دیگر زشت است و نفرت آور، اظهار خضوع و خشوع و فروتنی و عاجزانه التماس کردن و ستایش و سپاس در برابر پروردگار از انسان غرورآفرینی که مظهر قدرت و دلاوری و خشونت در برابر قدرتهای دیگر است چقدر زیباست؟ زیرا این انسان در برابر معشوق و معبود خود به خضوع و خشوع افتاده است و ستایش و سپاس می گذارد و این نهایت است، آنچه زشت است تملق از قدرت است اما در برابر عشق و دوست داشتن، هر اندازه که انسان خاکسار است خدایی است در مسیر زندگی به میزانی که رشد عقلی، رشد فکری، رشد تکنولوژیک، رشد اقتصادی، رشد نظامی اجتماعی و تسلط بر همه قوانین طبیعت آدمی بخصوص انسان امروز را در دنیا و طبیعت قوی و متمدن می کند و به همان میزان نیز آدمی لطافت روح و زیبایی معنا را از دست می دهد. و در نتیجه آدمی مقتدر دارای یک روح خشن و آدمی حسابگر و دیگر هیچ پرورده می شود. اگر انسانی که در قدرت پیش می رود عشق را و تجلی عشق را نفهمد و خضوع و خشوع و نفی خویش را در برابر عشق، در برابر زیبایی مطلق، در برابر خداوند، احساس نکند به هر میزانی که رشد عقلی و تسلط بر طبیعت پیدا می کند، یک موجود خشن، خشک، فلزی و مصنوعی بار می آید گاه بصورت گرگی در می آید که بیش از همه فلاسفه عاقل است و خطر برای انسان امروز این است.
نماز بزرگترین و محکمترین پناهگاه معنوی
اسلام مردم را از سویی به روشهای صحیح فکری و عملی متکی بر خرد، و دانش متکی بر محاسبه دعوت می کند و از دیگر سو بر تهذیب نفس و تنویر روان و باقی ماندن بر عواطف پاک و فطری بشری تأکید می ورزد یعنی هم به جهات علمی و عقلانی بشر توجه دارد و هم به سلامت اخلاق و عاطفه اش نظر دارد، در مقام اثبات اصول خود بر علم و خرد تکیه می کند و در ایجاد ایمان از محبت و عاطفه بهره می گیرد.
بشر به هنگام خردورزی در حقیقت برای اقناع و آرامش خود به منزلگاه خرد پناهنده می شود و به هنگام جستجوهای علمی می خواهد با کشف قوانین و حقایق هستی، روح حقیقت جو و ناآرام خود را به منزلی راحت و آرامش بخش انتقال دهد. او همچنین با عشق و محبت و دلدادگی برای روح مضطربش پناهگاهی از عاطفه می سازد.
یکی از عالیترین حالتهای نفسانی که از سنگرهای آرامش و اطمینان به شمار می رود اعتماد و اتکای به نفس است و از عوامل اعتماد به نفس و خودباوری و برخورداری از حس مسئولیت است که بر اصل اختیار استوار است و بهره مندی از قوه اختیار بر اساس خردمندی است. اسلام انسان عاقل مختار را مسئول می داند و می کوشد که حس مسئولیت را از طریق قوانین و احکامش در او زنده کند و نماز یکی از آن احکام است.
حس مسئولیت موجب اعتماد به نفس، تکیه کردن به خود و ایستادن روی پای خود می شود و این رشد است علم نیز مانند اختیار زاییده خرد است و زلال گوارایی که از آن جریان می یابد همچنان که برخی از دانشها از سرچشمه وحی روان می گردد. و خرد ما را به وجود حضرت حق رهبری می کند علم منعم به اختیار و حس مسئولیت ما را برای سپاس از هستی آفرین نعمت بخش به سوی نماز می کشاند. هر یک از این عوامل از بعد ویژه ای پناهگاهی برای آرامش روح، رشد و تعالی و رسیدن به سعادت است. لیکن لازم به ذکر است که عقل، علم و اعتماد به نفس در حد کارایی خود موجب اعتماد به نفس می گردند.
نماز پیام پرورش پروردگار
نماز باز دارنده از بدیها، معراج هر مؤمن پاکیزه، مایه نزدیکی هر پرهیزگار به خدا، پاک کننده گناهان، شستشو دهنده جسم و جان، خاموش کننده آتش دوزخ، بن اسلام، پایه دین، نردبان رسیدن به اوج کمال و انسانیت، مهمترین نهاد دین، بهترین کارها و معیار سنجش اعمال است. اگر نماز قبول شود کارهای دیگر هم پذیرفته می شود و اگر نماز رد شود کارهای دیگر نیز مردود است خداوند مسیح و دیگر پیامبران علیه السلام را به نماز سفارش کرد نماز نور چشم سید انبیاء و جانشینان به حق اوست کسی که به قبله روی آورد و به خدا توجه کرد خدا نیز به دیده رحمت به او بنگرد و برکاتش را بر او فرو آورد بوسیله نماز دعاها مستجاب و نیازها برآورده می شود، نماز غایت غایتها و نهایت نهایتهاست، کسی که خدا را یاد کند خدا او را یاد می کند خدای تعالی فرمود :
اقم الصلوه لذکری
نماز را برای یاد من بر پای دار
فاذکرونی اذکرکم
مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید